تبليغاتX
اتش در نیستان
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم
و دیگر هیچ
.
+ نوشته شده در 87/02/07ساعت 9:16 PM توسط مجید |
غوغای عشقبازان
سلام دوستان

خیلی وقت بود که چیزی برای معرفی تو وبلاگ قرار نداده بودم

چند وقت پیش رفته بودم کنسرت استاد شجریان جای همگی خالی خیلی عالی بود اخر کنسرتم به درخواست خیل عظیم دوستداران استاد ایشون مرغ سحرا را اجرا کردند خیلی عالی بود

اینم عنوان و شعرای که اجرا کرده بودند البته یه خورده با اونای که اون شب اجرا کردند فرق میکنه و شایدم به ترتیب نباشه اما چیزای که در نوار و سی دی منتشر شده شرکت دل اواز

امیدوارم که خوشتون بیاد

غوغاي عشقبازان

 

باقي در ادامه مطلب 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/05/17ساعت 7:51 PM توسط مجید |
البوم نوا

از دشمنان برند شکايت به دوستان
چون دوست دشمن است شکايت کجا بريم

امروز قصد دارم یکی از بهترین کارای استاد را که تا بحال انجام داده را معرفی کنم که به صورت مرکب خوانی اجرا کرده که همراه با پرویز مشکاتیان و گروه عارف اجرا شده و در سال ۱۳۶۱ اجرا و در سال ۱۳۶۴منتشر شد

نام آلبوم : نوا
دستگاه : مرکب خوانی
آهنگساز : پرویز مشکاتیان
سرپرست گروه : پرویز مشکاتیان
همنوازان گروه عارف :
پرویز مشکاتیان   سنتور
منصورسینکی   تاروبم تار
جمشید عندلیبی   نی
محمد فیروزی   بربط
اردشیر کامکار   کمانچه,قیچک
بیژن کامکار   دف
ارژنگ کامکار   تنبک
همنواز آواز : محمد موسوی
روی الف:    
قطعه طلوع   ساخته ی پرویز مشکاتیان
آواز و نی   غزل سعدی
روی ب:    
قطعه نهفت    ساخته صبا,هرمزی,مشکاتیان
ادامه آوازونی   غزل سعدی،شعر باباطاهر
تصنیف"جان وجهان" ساخته ی پرویز مشکاتیان شعر مولانا
مشخصات البوم بر گرفته شده ازسایت دل اواز می باشد 

 البوم نوا nava

بگذار تا مقابل روی تو بگذريم
دزديده در شمايل خوب تو بنگريم
شوقست در جدايی و جورست در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نياوريم
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستريم
ما را سريست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سريم
گفتی ز خاک بيشترند اهل عشق من
از خاک بيشتر نه که از خاک کمتريم
ما با توايم و با تو نهايم اينست بوالعجب
در حلقه ايم با تو و چون حلقه بر دريم
نه بوی مهر میشنويم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروريم
از دشمنان برند شکايت به دوستان
چون دوست دشمن است شکايت کجا بريم
ما خود نمیرويم روان در قفای کس
آن میبرد که ما به کمند وی اندريم
سعدی تو کيستی که در اين حلقه کمند
چندان فتاده اند که ما صيد لاغريم

                                             سعدی

 

غم زمانه خورم يا فراق يار کشم
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم
نه قوتی که توانم کناره جستن از او
نه قدرتی که به شوخيش در کنار کشم
نه دست صبر که در آستين عقل برم
نه پای عقل که در دامن قرار کشم
چو میتوان به صبوری کشيد جور عدو
چرا صبور نباشم که جور يار کشم
شراب خورده ساقی ز جام صافی وصل
ضرورتست که درد سر خمار کشم
گلی چو روی تو گر در چمن به دست آيد
کمينه ديده سعديش پيش خار کشم

                                                سعدی

 

ما گدايان خيل سلطانيم
شهربند هوای جانانيم
بنده را نام خويشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند آنيم
گر برانند و گر ببخشايند
ره به جای دگر نمیدانيم
چون دلارام میزند شمشير
سر ببازيم و رخ نگردانيم
دوستان در هوای صحبت يار
زر فشانند و ما سر افشانيم
هر گلی نو که در جهان آيد
ما به عشقش هزاردستانيم
تنگ چشمان نظر به ميوه کنند
ما تماشاکنان بستانيم
تو به سيمای شخص مینگری
ما در آثار صنع حيرانيم
هر چه گفتيم جز حکايت دوست
در همه عمر از آن پشيمانيم
سعديا بی وجود صحبت يار
همه عالم به هيچ نستانيم

                                 سعدی

جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای نی غلطم، در دل ما بودهای
دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام ای که تو سلطان وفا بودهای
آه که من دوش چه سان بوده‌ام! آه که تو دوش کرا بوده‌ای!
رشک برم کاش قبا بودمی چونک در آغوش قبا بودهای
زهره ندارم که بگویم ترا « بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! »
یار سبک روح! به وقت گریز تیزتر از باد صبا بودهای
بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد باش که تو بنده بلا بودهای
رنگ رخ خوب تو آخر گواست در حرم لطف خدا بودهای
رنگ تو داری، که زرنگ جهان پاکی، و همرنگ بقا بودهای
آینه‌ی رنگ تو عکس کسیست تو ز همه رنگ جدا بودهای

                                                                                                             مولانا

 

الهی اتش عشقم به جان زد                         شرر زان شعله ام بر استخوان زن

زشوقم برفروز از اتش عشق                          در ان اتش دلم پروانه سان زن

هزاران غم بدل اندوته دیرم                            به سینه اتش افروته دیرم

به یک اه سحرگاه از دل تنگ                         هزاران مدعی را سوته دیرم 

                                                               باباطاهر

+ نوشته شده در 86/03/31ساعت 3:34 PM توسط مجید |
ارزو
سلام دوستان عزیز 

چند روز پیش یکی از دوستان خوبم   خاتون عزیز محبت کردند و  منا به یه بازی که اسمش هست بازی ارزوها دعوت کردند البته من با این بازی زیاد اشنا نیستم و نمی خواستم درباره اش چیزی بنویسم اما دوستم ندارم که دعوت این دوست عزیز را رد کنم برای همین به همین جمله بسنده میکنم.

ارزو میکنم تمام ارزوهای ارزومندان براورده شود

ودر اخر با دو جمله از مولا علی (ع)

امام على (ع) مى فرمايد:

نا شدنی ارزو نکن انچه گرفتار آنی تو را بس 

 هر كس که آرزو و آرمانش خداوند باشد نهايت آرزو و اميد را دريافته است.

در پناه حق

+ نوشته شده در 86/03/01ساعت 8:14 PM توسط مجید |
البوم دستان

سلام از اين به بعد قصد دارم تا به معرفي اثار محمد رضا شجريان بپردازم اولين البومي هم كه ميخوام معرفي كنم البوم دستان است. چون اولين باري كه من با موسيقي سنتي اشنا شدم اين البوم بود كه گوش دادم و خيلي به دلم نشت به شما هم توصیه ميكنم كه حتما اين البوم را تهيه كنيد و گوش كنيد.

البوم دستان يكي از اثار ماندگار استاد است كه در چهار گاه اجرا شده است وبا همكاري گروه عارف به سرپرستي استاد پرويز مشكاتيان در سال 1366اجرا شد كه در سال 1367منتشرشد .

 

گروه عارف كه متشكل از:

پرويز مشكاتيان: سرپرست و آهنگساز: سنتور

پرویز مشکاتیان سنتور

 

فرج مظهري : تار                  ارژنگ كامكار: تنبك           اردشير كامكار: كمانچه

فرج مظهری تارارژنگ کامکار تنبکاردشیر کامکار کمانچه

 

 

داريوش پير نياكان :تار          سعيد فرج پوري : كمانچه      جمشيد عندليبي : ني

داریوش پیر نیاکان تارسعید فرجی کمانچهجمشید عندلیبی نی

 

 

امير فهيمي : قيچك               محمد فيروزي  : عود            بيژن كامكار : رباب        

امیر فهیمی قیچکمحمد فیروزی عودبیژن کامکار رباب

 

منصور سينكي : تار

منصور سینکی تار

 

 

روي الف:

1-مقدمه , پيش درآمد , ساخته پرويز مشكاتيان

2-ساز و اواز

همنواز آواز : مشكاتيان ,پير نياكان

 

روي : ب

1-    دخترک ژولیده: ساخته استاد علينقي وزيري

2-     ساز و آواز

3-     تصنيف صبح  است ساقيا : ساخته پرويز مشكاتيان

همنواز اواز : جمشيد عندليبي – اردشير كامكار

 

 باقی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/02/29ساعت 9:8 AM توسط مجید |
مولانا و رقص سماع (قسمت سوم)

سلام دوستان عزیز اینم قسمت سوم وپایانی مولانا ورقص سماع امیدوارم مورد استفادتون قرار بگیره

 

 

در بخشی ازمراسم سماع و طبق قوانینی که بر اساس نظریات مولانا تدوین شده اند دراویش باید ردای خود را روی زمین بیندازند به معنی اینکه انسان دنیا را با پشت دست کنار میزند و ذات وشخصیت خود را از پیرایه ها می زداید ردای سیاه درویش نشانگر دنیا وتعلقات دنیوی است .

سماع با بوسیدن دست شیخ به نوبت توسط درویشان وبوسیدن کلاه نمدی درویشان توسط شیخ اغاز می شود.

کلاه نمدی نشانه عضویت در گروه درویشان مولوی است .انچه شیخ می بوسد ذات وهویت درویش است .دراویش در سماع تقریبا این فرموده ییامبر را به تصویر می کشند که قبل از مردن بمیرند.

درویش دستهایش را به صورت ضربدر بر روی سینه هایش قرار می دهند دراین نماد الف اولین حرف الفبای عربی است که از یک خط راست تشکیل میشود و یا نماد عدد یک است واین به معنی ان است که من به یگانگی خدا نه فقط با زبانم  بلکه با تمام وجودم شهادت میدهم .

 

باقی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/02/17ساعت 6:3 PM توسط مجید |
مولانا ورقص سماع (قسمت دوم)
سلام بر دوستان گل خودم

بالاخره بعد از دوماه فرصت پیدا کردم که قسمت دوم از مولانا ورقص را توی وبلاگ قرار بدم وقول میدم قسمت سوم وپایانیشم حداکثر تا یک هفته اماده کنم و  توی وبلاگ قرار بدم امیدوارم که مورد استفادتون قرار بگیره

مولانا و رقص سماع( قسمت دوم)

رقص سماع

 

اما این معرفت بااستدلال کسب نمیشود بلکه از طریق وتجربه شخصی به دست میاید واین معرفت چیزی است که ناشناخته است وقابل تشخیص نمی باشد شخص در ظلمت محض است, اما ناگهان یک روز گرمای اتش شنید میشود حتی اگر خود اتش دیده نشود اما سراسر بدن گرمای ان را حس میکند واین یقین به معرفت است اولین گام تعلم .

در همان حال که پلیدیهای ایجاد شده توسط احساساتی چون حرص , حسد , نفرت , خشم وترس از قلب انسانها پاک میشود, پرده های که حقیقت را پنهان کرده اند به اهستگی بالا میرود وچشم دل باز میشود وشخص نور اتش الهی را در درون خود می بیند واین یقین به ذات است دومین مرحله تعلم و خاصیت این مرحله باقی ماندن در حالت وجح است .

چون صبح والای حق دمیدن گیرد                     جان در تن زندگان پریدن گیرد

جایی برسدم که در هرنفسی                              بی زحمت چشم  دوست دیدن گیرد

ورود به مرحله ذات بدون همراهی یک ولی الهی بسیار خطرناک است درویش به اسانی ممکن است در رویارویی یا الهاماتی که می بیند یعنی انچه که فکر میکند دیده است راه را گم کند.

شناخت درویش از خدا باید به کمک یک پیر صورت بگیرد.

 هیچگاه یک فرد سهل انگار را همچون خودتان فرض نکنید او کاملا با دیدن , نگریستن و سکوت بیگانه است .

بشنو اگرت تاب شنیدن باشد                                پیوستن او ز خود پریدن باشد

خاموش کن انجا که جهان نظر است                      چون گفتن ایشان همه دیدن باشد

 

 باقی در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/02/06ساعت 5:25 PM توسط مجید |
مولانا رقص سماع

سلام به همه دوستان عزیز

مطالبی را که به نام رقص سماع در زیر مشاهده میکنید ترجمه متن فیلم مستندی هست با همین نام که چند روز پیش  یکی از دوستان خیلی خوبم زحمت کشیده وسی دی  این فیلم را برایم ارسال کردند امیدوارم مورد استفاده شما خواننده عزیز وهمچنین دوستداران حضرت مولانا قرار بگیرد.

 جا دارد در اینجا صمیمانه از این دوست عزیز تشکر کنم

 

مولانا و رقص سماع (قسمت اول)

 

مولانا و رقص سماع

 

وجدي عظيم در تسليم محض و چرخش درويشان به هنگام اجراي رقص سماع نهفته است. سماع تاثير گذار است زيرا شخص بدون كوچكترين آشنايي با رفتار و تعليمات مولوي بلافاصله درك مي كند كه سماع دنياي كاملا متفاوتي را نشان ميدهد در حقيقت سماع و تفكرات مولانا درهايي به روي حقايق ماوراي دنياي مادي ميباشد بياييد سعي كنيم تا اين در را بگشايم.

 بر اساس مكتب مولانا و صوفيگري اسلامي در قلب هر انسان چيزي به نام سر نهفته است رازي در قلب ما شكل مي گيرد و هر آنچه خلق ميشود با اين راز در ارتباط است حتي طبقات مختلف آسمان هم به واسته آن در گردش اند اين راز در اختيار هر كسي قرار نميگيرد و تنها با رياضت طولاني و كردار نيك ميتوان  آن را بدست آورد اين همان رازي است كه شاعر و عارف ترك يونس عمر آن را چنين توصيف مي كند: "در درون من خودي وجود دارد....

براي خواندن باقي مطلب روي ادامه مطلب كليك كنيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 85/12/09ساعت 4:45 PM توسط مجید |
پرویز یاحقی
هنر ايران به سوگ نشست؛
استاد "پرويز ياحقي" دارفاني را وداع گفت
تهران- خبرگزاري كار ايران

استاد "پرويز ياحقي" نوازنده چيره دست ويولن و آهنگساز حوزه موسيقي ايراني امروز (جمعه) در سن 72 سالگي دار فاني را وداع گفت.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر ايلنا، استاد ياحقي در سال 1313 در تهران متولد شد و از سنين نوجواني تعليم ويولن را نزد دايي هنرمند خود حسين ياحقي آغاز كرد.وي همچنين از محضر زنده ياد استاد ابوالحسن صبا بهره مند شد.به نواختن سه تار نيز آشنايي كامل داشت ، اما ساز تخصصي او ويولن بود كه هرگاه شروع به نواختن مي‌‏كرد و صداي ساز خود را به گوش دلباختگان هنر مي‌‏رساند ، دل از هر عارف و صاحب‌‏دلي مي ربود.


زنده‌‏ياد ياحقي هنگامي طفلي خردسال بود كه همراه دايي هنرمند خود ، زنده ياد حسين ياحقي پا به راديو گذاشت و به عنوان نوازنده خردسال ، در برنامه‌‏هاي راديو شركت كرد.
پرويز ياحقي همكاري خود را ، تا سن 18 سالگي با راديو ادامه داد ، تا اينكه بنا به دعوت شادروان داوود پيرنيا براي برنامه گل‌‏ها دعوت شد و او آهنگي به نام "اميد دل من كجايي" را براي اين برنامه ساخت كه با صداي زنده ياد "غلامحسين بنان" پخش شد كه نوازندگان اركستر اين آهنگ عبارت بودند از : ابوالحسن صبا ، حسين ياحقي ، مرتضي محجوبي ، علي تجويدي ، حبيب اله بديعي ، محمد مير نقيبي ، نصراله زرين پنجه ، حسينعلي وزيري تبار ، حسين تهراني و پرويز ياحقي كه اين عزيزان هر كدام خورشيدي تابان بودند كه هيچ گاه آوازه هنر غروب را شاهد نخواهد بود.
استاد پرويز يا حقي يكي از بهترين سليست‌‏هاي برنامه گلها بود و آثار به جاي مانده اين هنرمند والا براي هر صاحب دلي الهام برانگيز است .
پرويز ياحقي يكي از هنرمندان چيره دست و بداهه نواز موسيقي ايراني بود. وي هنگام نواختن دستگاهي يا گوشه‌‏اي مقامات موسيقي ايران به خوبي و شايستگي تمام آن قسمت موسيقي را بدون هيچ لغزش و انحرافي به پايان برد كه در اين كهكشان‌‏هاي آسمان هنر موسيقي ايران از استثنائات روزگار بوده و از ويژگي‌‏هاي اين هنرمند بي نظير است.
روحش شاد

 بنده هم درگذشت اين هنرمند برجسته را به جامعه هنري تسليت عرض میکنم

گزارش تصویری از برگزاری مراسم  ادامه متن کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 85/11/21ساعت 4:38 PM توسط مجید |
حسين عليزاده
 

حسين عليزاده

استاد حسين عليزاده در سال 1330 در تهران به دنيا آمد. در هنرستان موسيقي ملي نزد هوشنگ ظريف، علي اکبر شهنازي و حبيب الله صالحي به فراگيري تار پرداخت . پس از دريافت ديپلم از هنرستان در سال 1349 به گروه موسيقي دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران راه يافت و نزد اساتيدي همچون اکبر شهنازى، نورعلى برومند، يوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظريف و ... فراگيري موسيقي ايراني را ادامه داد.

 در دوران تحصيل با ارکستر ايراني تالار رودکي همکاري داشت. و از فصل هنري 1352-51 با گروه هاي مرکز حفظ و اشاعه موسيقي در جشن هنر شيراز به اجراي برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرويز مشکاتيان گروه عارف را تشکيل داد و برنامه هاي متعددي را در داخل و خارج از کشور به اجرا درآورد.

 او خود نيز هميشه در جست و جوى راههاى ديگرى بوده که ديگران نرفته اند در اين سالها عليزاده استعداد خود را محدود به تقليد و تکرار فرم هاى گذشتگان نکرده و در جست و جوى راههاى تازه تر بوده است استاد عليزاده بر خلاف بسياري ديگر از هنرمندان که فقط به اجراي موسيقي به شکل کاملا" سنتي آن مي پردازند، نوآوري هايي داشته است. مانند ابداع مقام داد وبيداد ( گوشه داد از ماهور و بيداد از همايون، آلبوم هاي راز نو با همکاري گروه هم آوايان و زمستان است با صداي استادشجريان) همچنين اجراي پلي فونيک آواز ايراني ( رازنو، آواي مهر و ...)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 85/10/29ساعت 5:52 PM توسط مجید |